داستان ویژه
ماریا
ماریا در چهار سالگی توسط یکی از اعضای خانواده اش در کشورش مورد آزار جنسی قرار گرفت. هیچ یک از اعضای دیگر خانواده او از این وضعیت آگاه نبودند. ماریا شروع به احساس بی ارزشی کرد و انگار اهمیتی نداشت. با گذشت زمان، مادرش سرانجام متوجه این وضعیت شد و تصمیم گرفت کشور خود را ترک کند. به محض رسیدن به مقصد، ماریا و مادرش به خدمات اجتماعی معرفی می شوند. ماریا و مادرش نیز به دلیل ضربه روحی تحت مشاوره قرار می گیرند. ماریا دو بار در هفته در جلسات با پزشک خود شرکت می کند. او می گوید که جلسات بسیار کمک کرده است. او اکنون معتقد است که پتانسیل زیادی دارد. مادر ماریا میگوید که اکنون میتوان ماریا را در حالی که زمانی پر از غم و اندوه بود، در حال لبخند زدن و خندیدن دید.