مقیاس تأثیر بالقوه آینده

در انتظار

رسیدن به آگاهی

در انتظار

پروژه تاسیس شد

415000

هدف ما کمک به کودکان در 5 سال آینده است

در انتظار

جامعه ارائه شده است


داستان ها

ما موفقیت خود را در زندگی های واقعی تغییر یافته اندازه گیری می کنیم. این داستان‌ها گواهی است بر تفاوتی که جوامع می‌توانند در زمانی که برای ایجاد تغییرات پایدار گرد هم می‌آیند، ایجاد کنند. ***سلب مسئولیت: هر داستان بر اساس وقایع واقعی است. با این حال، تصاویر، نام ها و مکان ها برای محافظت از افراد بی گناه تغییر کرده اند.

داستان ویژه

ماریا

ماریا در چهار سالگی توسط یکی از اعضای خانواده اش در کشورش مورد آزار جنسی قرار گرفت. هیچ یک از اعضای دیگر خانواده او از این وضعیت آگاه نبودند. ماریا شروع به احساس بی ارزشی کرد و انگار اهمیتی نداشت. با گذشت زمان، مادرش سرانجام متوجه این وضعیت شد و تصمیم گرفت کشور خود را ترک کند. به محض رسیدن به مقصد، ماریا و مادرش به خدمات اجتماعی معرفی می شوند. ماریا و مادرش نیز به دلیل ضربه روحی تحت مشاوره قرار می گیرند. ماریا دو بار در هفته در جلسات با پزشک خود شرکت می کند. او می گوید که جلسات بسیار کمک کرده است. او اکنون معتقد است که پتانسیل زیادی دارد. مادر ماریا می‌گوید که اکنون می‌توان ماریا را در حالی که زمانی پر از غم و اندوه بود، در حال لبخند زدن و خندیدن دید.

داستان ویژه

دانیال

والدین دانیل به عنوان بزرگترین فرزند از شش فرزند، زمان، پول یا منابع زیادی برای تأمین نیازهای خانواده نداشتند. در کشورش، یکی از اعضای جامعه به والدین دانیل گفت که برنامه‌ای که می‌توانست به دانیل آموزش و تجارت کمک کند تا کار پیدا کند. والدین دنیل به شدت می خواستند او فرصت بهتری در زندگی داشته باشد. والدین دانیل او را به عضو انجمن سپردند و او را به سفری به برنامه فرستادند. عضو جامعه دانیل را به یک منطقه دورافتاده نامعلوم برد و به کشور دیگری منتقل کرد. در مکان جدید، دانیل مجبور شد در مزارع و برداشت محصول کار کند. ماه ها بعد، یک یورش محلی توسط نیروی ضربت پلیس انجام شد. در طی این یورش، دانیل و 209 جوان دیگر از قاچاق نیروی کار در مزرعه نجات یافتند. از زمان نجات، دانیل شروع به رفتن به مدرسه کرده است و دوباره از طریق تلفن با خانواده اش در کشورش ارتباط برقرار کرده است. او مشاوره و محبت زیادی را از خانواده رضاعی خود دریافت می کند. او به دلیل وضعیت و مشکلات سلامتی اش در حال حاضر نمی تواند به خانواده اش بپیوندد. با این حال، دانیل روحیه خوبی دارد و می گوید که آرزو دارد روزی معلم شود تا بتواند به بچه های کشورش آموزش دهد.

داستان ویژه

سوفیا

سوفیا و خواهرش امیلی بیرون نشسته اند و از یک روز آفتابی زیبا لذت می برند. با یک نگاه سریع، ممکن است کسی فکر کند که امیلی خواهر یا برادر بزرگتر است، اما سوفیا مسن ترین آن دو است. همانطور که امیلی خواهر و برادر را معرفی می کند و مشخص می شود که سوفیا صحبت محدودی دارد. سوفیا در ابتدا از طریق حرکات دست، تصاویر و حمایت خواهرش می‌تواند به اشتراک بگذارد که عاشق موسیقی است. هنگامی که سوفیا شروع به رقصیدن کرد و به وضوح شعر را می خواند، او به وضوح به صورت شفاهی درخواست آهنگ می کند. با گذشت زمان، امیلی تلاش خود و خانواده اش را برای حمایت از سوفیا به اشتراک می گذارد. امیلی به اشتراک می‌گذارد که هیچ خدمات حمایتی برای کودکانی مانند سوفیا در کشورش وجود ندارد و به همین دلیل است که آنها تصمیم گرفتند از کشور خود مهاجرت کنند. امیلی در حالی که توضیح می دهد که مردم چگونه با خواهرش در کشورش رفتار بدی داشته اند شروع به گریه می کند. همانطور که امیلی برخی از تجربیات بد سوفیا را توضیح می دهد، در پس زمینه می توانید سوفیا را در حال آواز خواندن و لبخند زدن ببینید. امروز، سوفیا اخیراً شروع به خدمات حمایتی و خانواده درمانی برای رفع نیازهای خود کرده است. امیلی همچنین مهلت و حمایت دریافت می کند زیرا او تنها عضو خانواده است که با سوفیا است. سوفیا همچنین شروع به یادگیری زبان اشاره کرده و به سرعت پیانو یاد می گیرد. امیلی می گوید که سوفیا اخیراً بسیار خوشحال بوده و همیشه از دیدن مشاور خود هیجان زده است.
Share by: